بایگانی نویسنده

زیبایی مثله شده

یاران ناشناخته‌ام
چون اختران سوخته
چندان بر خاک تیره فرو ریختند سرد
که گفتی
دیگر
آسمان
همیشه شبی  بی ستاره ماند
احمد شاملو

تاریخ بشر را با خون نوشته‌اند اما تلخی آزارنده‌ی تصاویر خونینی که از ما بر دیواره‌ی غارهای‌مان خواهد ماند آیا صدای هزاران هزار مویه و ضجه‌ی درد را هم در بر خواهد داشت؟ تصویر کلی خونی که بر دیوار نقش [...]

از این فریاد تا آن فریاد

از این فریاد
تا آن فریاد
سکوتی نشسته است
[احمد شاملو]

چگونه عریان می‌توان نوشت زمانی که ذات نوشتن بر خلاف ماهیتش دچار دگردیسی شده است، زمانی‌ که بر آزادی کلمات قید زده‌ایم؟ کدام معنا در نفس خود راستین است و کدام برساخته از آنچه لحظه تحمیل می‌کند؟ آیا کلمات بار ذات خود را بر دوش می‌کشند یا بار [...]