تقدیرکوتاه
سخن از” تعهد شاعر به جهان” در میان است. واژهی” تعهد به جهان” را چگونه باید معنا کنیم؟ این تعهد چگونه و در چه شرایطی تعریف میشود؟ مرز میان تعهد و خیانت کجاست؟ اگر تعهد به فرجامین ارزشهای انسانی معیار باشد این ارزشها به طور جهانشمول چگونه تعریف میشود و دقیقا کجا تجلی مییابد؟ واگراخلاق، برترین آرمان است، اخلاقی که در هنر تجلی مییابد اولویت دارد یا اخلاقی که فرد زندگیاش میکند؟ برای هنرمندی که از صلح میسراید و عشق میآفریند ، کدام ارجح است؟ تعهد او به خود و آرمانهای بزرگ انسانی یا تعهد او به تجربهی عشق در زندگی واقعی و حقوق دایرهی کوچکی که تنها بر عهدهی اوست؟
و یا شاعری که آرمان نسلکشی را میسراید و مردانی با زمزمهی ترانهاش به پیشواز انتحار و دیگرکشی میروند؛
در تپش تمام این لحظهها ذات تعهد جاری است .
اگر تعهد را پایبندی به عکسالعمل نسبت به شرایط زمانهی خود بدانیم اعمال بسیارکسانی که از زاویهی دید دیگری به این شرایط مینگرند و واکنش نشان میدهند نیز میتواند متعهدانه باشد.
اگر تعهد، خواستِ ایجاد جهانی بهتر برای همگان باشد پس خوانندهای که موسیقی و ترانههایش پس از گذشت چندین دهه هنوز زیباست و گوش فرا دادن به آن لذتبخش ، و احساسات زیبای انسانی را بیدار میکند، حتی اگر خود به چیزی متعهد نبود و نه تنها در زمانهی خود از هیچ آرمانی سخن نگفت بلکه شاید برخلاف بعضی از ارزشهای انسانی عمل کرد نیز به خاطر آفرینش زیباییهایی چنین بزرگ باید متعهدش خواند.
نمیدانم شاید مشکل در نفس واژگانی است که حجم پررنگشان به گوش سنگینی میکند و وسعت بیانتهایشان هرچیزی را در خود فرو میبلعد و غلظت معنایشان هر داعیهای را به چالش میکشد.
قضاوت بسیار دشوار است .
و ما همچون ذرات گولِ فضا، در زمانی میان دو بیکران، که هرگز تکرارش به مدد قضاوتهایمان نخواهد رسید در میانهی درستی و نادرستی ارزشهایمان شناوریم.
با این همه
آنچه می ماند
روشنایی پرفروغِ بامداد ماست ، شاعرانه نگریستناش به دنیا و انسانهایی که همگی ازخورشیدی یگانه نور میگیرند و سهم یکسانی از دنیا میخواهند و پشتکارِ عاشقانهاش، که هیچچیز حتی بیماری ، خستگیهای جسمی و روحی و حتی سایهی مرگ نیز وقفهای در آن نتوانست ایجاد کند و و اگر قرار است تعهدی در این میان باشد به این عمرِ یکباره است و زمان؛ که پرشتاب میگذرد .
و آنچه نمیماند
خردیِ ماست و رخوتی در گوش سپردن به نجوایی که از درونمان میجوشد و فرصت زمزمه یا فریادش ، تنها در این تقدیر کوتاه مهیاست.
آیا شما از این ارسال لذت بردید؟ چرا دیدگاه خود را در زیر نمی نویسید و گفتگو را ادامه دهید، یا مشترک خوراک من شوید و مقاله هایی مانند این را روزانه به صورت خودکار به خواننده خوراک خود انتقال دهید.


هنوز دیدگاهی وجود ندارد.
دیدگاه خود را بنویسید
خط و پاراگراف به طور خودکار شکسته خواهند شد، آدرس ایمیل هیچگاه نمایش داده نخواهد شد، HTML مجاز:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>